X
تبلیغات
یا ابا صالح المهدی یا امام زمان ادرکنی

یا ابا صالح المهدی یا امام زمان ادرکنی

مولایم تویی

یا صاحب الزمان یاصاحب الزمان

 

اولم صاحب الزمان , آخرم صاحب الزمان

راهم صاحب الزمان , ساربانم صاحب الزمان

یارم صاحب الزمان , یاورم صاحب الزمان

عشقم صاحب الزمان , معشوقم صاحب الزمان

امیدم صاحب الزمان , صالحم صاحب الزمان

دلبرم صاحب الزمان , دلدارم صاحب الزمان

شورم صاحب الزمان , شوقم صاحب الزمان

همدمم صاحب الزمان , غمخوارم صاحب الزمان

مولایم صاحب الزمان , اربابم صاحب الزمان

آقایم صاحب الزمان , سرورم صاحب الزمان

جانم صاحب الزمان , جانانم صاحب الزمان

روحم صاحب الزمان , عبادتم صاحب الزمان

ناصرم صاحب الزمان , رهبرم صاحب الزمان

امامم صاحب الزمان , حیدرم صاحب الزمان

حسنم صاحب الزمان , حسینم صاحب الزمان

کریمم صاحب الزمان , جودم صاحب الزمان

مظلومم صاحب الزمان , غریبم صاحب الزمان

نقلم صاحب الزمان , دیده ام صاحب الزمان

هادیم صاحب الزمان , مهدیم صاحب الزمان

ایزد شناسم صاحب الزمان , نشان ایزدم صاحب الزمان

یوسفم صاحب الزمان , غیاثم صاحب الزمان

حقم صاحب الزمان , محبوبم صاحب الزمان

دادگرم صاحب الزمان , قاضی ام صاحب الزمان

بقیة الله صاحب الزمان , منجیم صاحب الزمان

یقینم صاحب الزمان , اعتقادم صاحب الزمان

دینم صاحب الزمان , ایمانم صاحب الزمان

زندگیم صاحب الزمان , همه چیزم صاحب الزمان

زمانم صاحب الزمان , زمامم صاحب الزمان

با تمام حقیری و عاجزی , با تمام بدیها و گناهم

اما بخدا دوستت دارم ...  یاصاحب الزمان یاصاحب الزمان..

قربانت ای گل زهرا ... نور چشم زهرا... یوسف زهرا.... عزیز زهرا.... ای پاره تن زهرا (س) .

هر مادری دلواپس جگر گوشه اش میشود , مخصوصا اینکه نور چشمش تنها و غریب , مظلوم و دل شکسته باشد

الهی بمیرم برای دل آن مادری که هر روز دیده بانش زدعای فرج یوسفش اشک باران میشود .                               

یااباصالح المهدی ادرکنی یا صاحب الزمان ارواحنا فدا علیه السلام .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 21:50  توسط صاحب الزمانی  | 

خیال پر کشیدن دارم ... ندارم بالی ..

چه نیافت از پی تو آنکه تو را یافت و چه یافت پی تو آنکه تو را زدلش گم کرد .

خیلی دلم گرفته آقا . خیال پر کشیدن دارم اگر خداوند مرا بال و پری دهد . همچو زندانی که با خط کشیدن روی دیوار برای آزادی ازین قفس روز شماری میکند منم برای آزادی از زندان دنیا روز شماری که هیچ به خدا لحظه شماری میکنم . چه فایده دارد زندگی در دنیایی که تو را یاد نمیکنند و انگار که اصلا تو را نمی شناسند . چه فایده ای دارد ؟ دلم گرفته . خیلی هم دلم گرفته آقا و دیگه هم آروم نمیشه ! چهار سال است که سه شنبه ها که دعوتم میکنی میام به مسجدت جمکران و با دنیای غم می آمدم و با کلی سرور و شادی برمیگشتم اما آقا یه چند وقته که حتی جمکرانم میام و گریه میکنم باز هم دلم باز نمیشود . آقا بچه بودم الان بزرگ شدم 23 سالم شده !! آقا پیران ما همه مردند و رفتند . پدر مادرانمان پیر شدند . بچه هایی همچو من دیگر بزرگ شدند و جوانانمان حالا میانسال شدند اما باز تو نیامدی !! پس کو آن خبری امد که خبری که در راه است . پس کو آن سرخوشی که ازآن آگاه است . بخدا اشتیاقم به پر کشیدن از دنیا بیشتر از بچه شیرخواره به شیر مادرش است . آقا من از دنیا متنفرم . از خودم متنفرم . برای شما هم که شیعه ی خوبی نبودم . پس به چه درد میخورم . جمکران که بودم خودم را در میان عاشقانت مانند علف هرزی در میان لاله ها دیدم از قدیم هم که گویند علف هرز را باید چیند .  آقا تا ازین خراب تر نشدم مرا بردارید ! مرا ببرید ! که با همین بار شرمندگی بمیرم آقا نه بیشتر از این که لااقل بیشتر ازین شرمندتون نشم . آقا دلم خیلی از دست شیعیانت گرفته آقا خیلی ! بخاطر بلاهایی که سرم اوردند ! بخاطر اینکه خانه خرابم کردند ! بخاطر اینکه کاری کردند با صورت به خاک بخورم . اما عیبی نداره منم خدایی دارم که کریم کریمان عالم و مهربانترین مهربانان است .

ای که گویند انکه از دیده رود از دل برود ما ندیده عاشقت شدیم ای که از دیده ظاهر رفتی و بر دیده دل نمایان گشتی . دل شاداب و جوانم چه زود در ره انتظارت پیر شد آقا . بدبختم بی چاره ام درمانده ام عشق تویی فقط . آقا هرچه از روزگار میگذره ما کهنه تر میشیم پیر میشیم میمیریم اما تو نوتر میشی تو تازه تر میشی تو با طراوت تر میشی .

هنگام سپیده دم خلوص سحری آقا تنها تو دانی که دلم چرا همی کند نوحه گری !!

نمودند ما را چو شمع سوزان که عمرمان چون سوختن شمعی گذشت و از تو بی خبریم .

هرگزم نقش تو از دل و جان نرود                   هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود  .  

 هرچه جز بارغمت بردل مسکین من است    برود از دل من و غم تو از دل من نرود  . 

 آن چنان مهر توام دردل و جان جای گرفت        که اگر سر برود از دل و از جان نرود  . 

 گر رود از پی خوبان دل من معذور است           درد دارد چه کند کز پی درمان نرود  .  

 هرکه خواهد چو من نشود سرگردان         دل به مولایش دهد و از پی ایشان نرود .

 یا اباصالح المهدی ادرکنی یا صاحب الزمان (ع) .  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 22:50  توسط صاحب الزمانی  | 

یا علی این موسی الرضا (ع) یا ضامن آاهو .

گویند حیوانات نجیب زیاد چشم دیدن حیواناتی امثال خوک و کفتار را ندارند و کراهتشان می آید که به اینها نزدیک شوند . بحث ما فروتنی نیست چراکه جوانمردان همه گوی سبقت از ما ربودند و در این میان دل غریب ما پناهی ندارد یا علی ابن موسی الرضا(ع) ِ آقا گویند پناه پناهندگان عالمی که هرکه پناه آورد پناهش دهی ِ یا علی ابن موسی الرضا یا ضامن آهو که کبوتر ِ شتر ِ آهو همه به تو پناه آورده اند یه کفتاری این وسط است و گرچه کثیف و از پاکان نیست  اما او هم پناهی ندارد ِ پناهش ده که گر پناهش ندهی به جهالت و ناپاکی طلف خواهد شد و گرچه مانند کبوتران و آهوان لایق وصل تو نیست اما طاقت یه لحظه برداشتن نگاهت را نیز ندارد  ِ با اینکه میداند لایق وصل تو نیست اما ! به جامه ی کریمیت تو پناه آورده است . یا ضامن آهو  ِ یا امام رضا ! منم آن کفتار سیاه رو  ِ سیاه قلب و سیاه اعمال در نزد خداوند . با آنکه ناپاکم اما غریبم  ِ با آنکه گنه کارم و منفور اما غریبم  ِ محبوب نیستم اما غریبم  ِ تو که فقط پناه خوبان و پاکان ملکوت نیستی . ای کریم  ِ ای پناه غریبان عالم مرا نیز پناهم بده . ای مرجع درماندگان درمانم بده  ِ مرا نیز از در خوبان راهم بده  ِ بحث ما ادعای فروتنی نیست بخدا که لیاقتم بیش ازین نیست  ِ حال تو لیاقتم بده .

دستم بگیر  ِ دستم بگیر  ِ دستم بگیر ای کسی که دست بسویت دراز شده را رد نمیکنی حتی چو کفتاری باشد .

یا علی ابن موسی الرضا یا ضامن آاهو (علیه السلام ) . یا صاحب الزمان ادرکنی (ع) .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 14:36  توسط صاحب الزمانی  | 

فرق عاشق با عامی

مومن نزدیک ترین چیز و اتفاق را مرگ میداند و همواره به یاد مرگ است و خودش را برای مرگ اماده میکند اما منتظر فرج آقا صاحب الزمان (ع) فرج آقا را از همه چیز به خودش نزدیکتر میداند و خودش را برای آن آماده میکندکه مبادا آقا بیاد و من حاضر نباشم !! مبادا محبوب بیاد و من حبیب نباشم ! مبادا دلبرم بیاد و من دلداده نباشم ! مبادا چهره مهدی فاطمه نمایان باشد و من او را نبینم ! مبادا مبادا مبدا ...

شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت ... فراق یار آن میکند که نتوان گفت

نشان یار سفر کرده از که پرسم باز ........... که هرچه گفت برید صبا پریشان گفت

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 0:46  توسط صاحب الزمانی  | 

یبن الحسن بخدا منم عاشقتم گرچه گنه کارم ای مولای من .

سلام آقا ِ خوبی ؟ آقا میدونم دلت از دست من خونه اما تورو خدا رویت را از من برنگردان .           

آن خال هاشمیت را از من پنهان نکن . جانم فدات . 

ببین هنوز ننوشته اشکهای چشمم مهلت نوشتن نمیدهند . خیلی مردی آقا خیلی .                        

آقا اگر یه بنده پاکی بخواد یه گنه کاری را ببیند ِ خدا اولین نفر دست روی من میگذارد اما به خود خدا قسم خیلی ناراحت کننده است که مرا مثالی برای پاکان بزنند تا مبادا مثل من شوند .                        

آقا بیام جمکران ؟ شما که در خانه ات را به روی من نمیبندی !                                                       

آقا در را به رویم نبند که بخدا تنها پناه گاهم آنجاست .                                                                    

آقا دوست دارم بیام به دست و پایت بیفتم تا مانند آن زن فاسده ای که به دست و پاهای مسیح افتاد و با اشک چشمانش پاهای مسیح را شست و خداوند گناهانش را بخشید منم بیام به دست و پایت بیفتم و با اشک چشمانم پاهایت را شسته تا بلکه خدا بهم رحم کند هرچند از آن زن فاسده هم پست تر هستم . اما آقا آن زن مسیح را پیدا کرد اما تو کجایی ؟ مدینه یا کربلایی ؟ کجا بیام تا بدست و پایت بیفتم کجا بیام درحالی که همه جا عطر تو هست و خودت نیستی . کجا بیام در حالی که نامت هست و نشانت نیست . خیلی دلم گرفته آقا خیلی . اگر میدونستم اینطوری دنیایم را خراب میکنم آرزو میکردم هیچ وقت بدنیا نیام . چقدر بدبختم من چقدر ... ! اصلا اگر  خدا هم من را ببخشه مگه  روی شرمندگیم به شما منو راحت میذاره ! خاک بر سر من . چون مرا به بهشت برند اهل بهشت گویند که این خاطی بن خاطی اینجا چه میکند و اگرم مرا دوزخ برند اهل دوزخ گویند اینکه از مولایش صاحب الزمان دم میزد ایجا چه میکند عیبی نداره اصلا بذار هرچی دلشون میخوا بگویند اما آقا هرچه قدرم که گنه کار باشم هرچه قدرم که پست و ملعون باشم اما باز هم بخدا ته دلم شما را دوست دارم . خیلی هم دوستتان دارم .

جمالت آفتاب هر نظر باد ................. زخوبی روی خوبت خوبتر باد

همای زلف شاهین شهپرت را............ دل شاهدان عالم زیر پر باد

کسی کو بسته زلفت نباشد .......... چو زلفت درهم و زیر و زبر باد

دلی کو عاشق رویت نباشد ...........همیشه غرق در خون جگر باد

مرا از توست هر دم تازه عشقی... تو را هر ساعتی حسن دگر باد

به جان مشتاق روی تو ام من..........تو را در حال مشتاقان نظر باد.

یااباصالح المهدی ادرکنی یا امام زمان (ع) . یاغیاث المستغیثین ِ الغوث الغوث الغوث .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 12:18  توسط صاحب الزمانی  |